ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)
45
لمعات الهيه (فارسى)
زبان بلفظ ( نيستى ) است و اين دو معنى در حد نفس خود متناقضان و متنافيانند ، بلكه مطلق تنافى و تقابل در ميانهء اشيا ، بتقابل هستى و نيستى برمىگردد چنان كه بأدنى تأمل ظاهر و منكشف مىشود ، و هريك از اين دو معنى بديهى التصورند به اين معنى كه هرصاحب شعورى معنى هستى و نيستى را مىفهمد و اين دو معنى در ذهن او حاصل مىباشند بى آنكه محتاج به نظر و فكر باشد ، و منكر اين معنى از جمله طايفه سوفسطائيه است كه انكار بديهيات مىكردند و مىگفتند كه آتش مثلا گرم نيست و ايشان را به آتش مىانداختند در حال سوختن از ايشان مىپرسيدند كه آتش گرم است مىگفتند گرم نيست ، و امثال اين جماعت از حقايق معارف و معارف حقايق عاريند و بحسب اصل فطرت و جبلت قاصر و ناقصند « و من لم يجعل اللّه له نورا فما له من نور » . لمعة " الهية " [ اشتراك معنوى وجود و احكام مترتب بر آن ] بدانكه هريك از اين دو معنى مشتركند در ميانه وجودات و عدمات بلكه در ميانه موجودات و معدومات باشتراك معنوى نه باشتراك لفظى ، و مراد از اشتراك معنوى آنست كه لفظ را يك معنى باشد و آن را مصاديق و افراد متكثره باشد . مثلا انسان يك معنى دارد و او را افراد بسيار و اشخاص بيشمار متحقق است ، لهذا اشتراكش در ميانه افراد و اشخاص خود معنويست . و مراد از اشتراك لفظى در اين مقام آنست كه لفظ را معانى متعدده باشد خواه كلى باشند و خواه جزئى ، يا بعضى كلى باشد و بعضى جزئى ، و اين معنى يعنى اينكه وجود و عدم يكمعنى دارند و مشتركند باشتراك معنوى ، در نزد عقل سليم و ذهن مستقيم از جمله بديهياتست . اگرچه اين معنى در عدم اجلى و اظهر است زيرا كه افراد و مصداقات عدم اعتباريه بحته و اضافيه صرفه بلكه ذوات تقديريه مىباشند و تمايز آنها باعتبار اضافه بسوى ملكات و وجوداتست ، از اينجاست كه گفتهاند : لا تمايز بين الاعدام اى بما هى اعدام . يعنى تمايز و جدائى نيست در ميانه عدمها از آنجهت كه عدمند ، بخلاف وجود ، زيرا كه مقتضاى فحص و برهان و مؤداى تحقيق و بيان آنست كه از براى وجود مصاديق عينيه و حقايق خارجيه مىباشد ، چنانكه به زودى مبرهن و مبين خواهد شد . از اين جهت است كه نزاعى و خلافى واقع